کلاه از پارچه سبز تیره درست شده بودو خطوط ابریشمی سبز مواج به رنگ یشم سبز داشت. روبانی که زیر چانه بسته می شد به پهنای کف دست بود و بر لبه آن پری سبز رنگ دیده میشد.رت با لبخند گفت: ((بذار سرت ببینم))اسکارلت به آنسوی اتاق رفت و جلوی آیینه ایستاد و کلاه را بر سر گذاشت. موهایش را عقب زد تا گوشواره هایش دیده شود. روبان را زیر چانه اش گره زد بعد روی پاشنه پا چرخید و پرسید:((خوشگل شدم؟))
طراحی و نقاشی صحنه های بر گزیده از رمان معروف بر باد رفته اثر مارگارت میچل
تصویر سازی،طراحی، وب سایت شخصی منصوره صحرایی
www.tarrahi-koodak.ir
تتص
:: برچسبها:
نقاشی ,
:: بازدید از این مطلب : 675
|
امتیاز مطلب : 169
|
تعداد امتیازدهندگان : 34
|
مجموع امتیاز : 34